به دنیا خوش اومدی ...

این روزا

1392/7/12 19:58
205 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل خاله .

بالاخره این وروجک ما دست از سرموون برداشته و فکر کنم ایندفعه بتونم واست کامل بنویسم.

هفته ی پیش این موقع به خاطر تموم شدن سربازی دایی ابوالفضل و تولد زن دایی مرضی خونه اشون مهمونی بود و آلبابو پلو پخته بود و به خاطر توی فینگیلی بعد از مهمونی کمی غذا واست آوردیم خونتون و عکس جدید مامان وبابات رو هم که تو آتلیه واسه عروسی بهزاد انداخته بودند دیدیم به علاوه اون یکی که تو مشهد بودند و تو هردو تو نصفه ونیمه معلومی آقا خوشگله .

مامان زهرا و بابایی هم یه سری وسایل دیگه برات خریده بودند که من از دو سه تاش که دم دست بود به یه بهانه ای عکس انداختم تا یادگاری واست بمونه .

دیروز هم عروسی ریحانه بود ، توی خوشگلم هم با ما بودی ، خوش گذشت ؟ مامانیت هم واست یاقالی  پلو با گوشت ریخت خوردی ، هم زرشک پلو با مرغ . خوشمزه بود خاله جون ؟ کدوم و بیشتر دوست داشتی ؟ یادت باشه بعدا" بهم بگی !

خیلی دوست دارمماچقلب.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)